ابو طالب حسينى تربتى

174

تزوكات تيمورى ( فارسى )

و آن سپاهى كه حق نمك و وفاداري را فراموش كرد و وقت كار از صاحب خود روكردان شد و نزد من آمد ويرا دشمنترين مردم دانستم و در جنك توقتمش خان امراى وى به من پيغامها كردند و عرايض نوشتند و حق نمك توقتمش خان را كه صاحب ايشان و دشمن من بود فراموش كردند بر ايشان نفرين كردم كه حق ولى نعمت خود را فراموش كرده حقيقت و وفا را بر كوشه نهاده‌اند و نزد من آمدند با خود كفتم كه با مربي خود چه وفا كردند كه با من خواهند كرد و چون بتجربه من رسيد كه هر دولتي كه به ديني و آييني قايم نباشد و بتوره و تزوك استوار نبود شكوه و سطوت و بند و بست از آن سلطنت برخيزد و آن سلطنت مثل مردى برهنه باشد كه هركس ويرا به بيند چشم بپوشد و چون خانه باشد كه سقف و در و دربند نداشته باشد و كس ناكس در آن داخل توانند شد بدين جهت بناى سلطنت خود را به دين و آيين اسلام و به توره و تزوك استحكام دادم و واقعات و امورى كه مرا در سلطنت پيش مي